رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) از روزی که به رسالت مبعوث شد در پی گسترش دعوت خویش بود، از این رو اسلام را در مکه ، بر هر تازه واردی عرضه می‌کرد تا به هنگام بازگشت نزد عشیره خویش از آنچه شنیده بود بر آنان باز گوید. [ یکی از بارزترین این ملاقاتها، دیدار با مردم یثرب بود که آنان با بستن دو پیمان نزد جمره عقبه [۴] در منا [۵] دعوت رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) را اجابت کرده، رو به سوی قوم خود نهادند و با انتشار اسلام در یثرب زمینه‌های هجرت رسول‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) را به آن‌جا فراهم ساختند. به طور کلی دو علت عمده در اسلام آوردن اوس و خزرج سهم فراوانی داشت: یکی بشارتهای پراکنده و ناقصی که یهود درباره ظهور منجی داشتند  و دیگری فرار از جنگهای خانمان‌سوز قبیله‌ای که موجب پراکندگی جمعیت آنان و خونریزیهای فراوانی در بین آنان شده بود. [۹] [۱۰] شرکت کنندگان در‌بیعت عقبه را عَقَبی می‌گویند. [۱۱] [۱۲] مفسران آیات‌۱۰۰‌-۱۱۱ بقره؛ ۵۲ و ۱۰۲ آل‌عمران؛ ۱۲ مائده؛ ۳۰ انفال؛ ۱۵ و ۲۳ احزاب و ۱۲ ممتحنه [۱۳] [۱۴] [۱۵] [۱۶] [۱۷] [۱۸] [۱۹] [۲۰] را بر این پیمانها تطبیق کرده‌اند.

نخستین ملاقات خزرجیان با پیامبر[ویرایش]



براساس نقل ابن اسحاق در سال یازدهم بعثت [۲۱]، هنگامی که رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) در ایام حج در منا مشغول دعوت قبایل بود، با ۶ یا ۸ نفر  از یثربیان برخورد کرد و آنان را با تلاوت قرآن ، به اسلام فرا خواند. آنان نیز اسلام را پذیرفتند. آن ۶ نفر عبارت بودند از: اسعد‌بن زراره بن عدس خزرجی و عوف‌بن حارث‌بن رفاعة‌بن سواد از بنی‌نجار و رافع‌بن‌مالک بن عجلان از بنی‌زریق و قطبة‌بن عامر‌بن حدیده ، عقبة‌بن عامر‌بن نابی و جابربن عبدالله‌بن رئاب هر سه از بنی‌سلمه . پیامد این دعوت و فعالیتهای این گروه ۶ نفره، آشنایی یثربیان با اسلام، اتحاد مردم یثرب و گسترش اسلام در یثرب بود.  گزارشهای دیگر با کمی تفاوت بیش‌تر از همین افراد یاد کرده‌اند.
در علت آمدن این ۶ نفر خزرجی به مکه ، گفته شده که آنان برای جلب حمایت قریش برای پیروزی بر عمو زادگان اوسی خود به مکه آمدند. برخی برخلاف مشهور از این دیدار به عنوان بیعت عقبه اول یاد کرده و بیعتهای عقبه را به سه بیعت‌ افزایش داده‌اند. [۲۹] [۳۰] [۳۱]

بیعت عقبه اول[ویرایش]



منظور از بیعت عقبه اول، نخستین پیمانی است که در سال دوازدهم بعثت ، میان رسول خدا و ۱۰ نفر از خزرج و دو نفر از اوس [۳۲] در جمره عقبه در منا و به حمایت از اسلام ، بسته شد، از این رو به آن پیمان عقبه اولی گفته‌اند که به « بیعة النساء » نیز شهرت دارد. در علت نامگذاری این بیعت به بیعة‌النساء گفته شده: به جهت مضمون این بیعت که در آن از درگیری و جنگ سخنی نیست، آن را بیعة‌النساء نامیده‌اند.  (‌بیعت النساء) به غیر از جابربن عبدالله بن رئاب مابقی ۶ نفر که در سال یازدهم اسلام آورده و برای سال بعد در موسم حج قرار گذاشته بودند در پیمان عقبه اول حاضر بودند. [۳۶] حاضران خزرجی در بیعت عقبه اول عبارت‌اند از: اسعدبن زرارة بن عدس خزرجی ، عوف‌بن حارث ، رافع بن مالک ، قطبة بن مالک بن عامر ، عقبة بن عامر ، معاذ‌بن حارث (برادر عوف بن حارثعبادة بن صامت ، ذکوان‌بن عبد قیس بن خلدة بن مخلد ، یزید بن ثعلبة بن خزمه و عباس بن عبادة بن نضله بن مالک بن عجلان و دو نفر اوسی نیز عبارت‌اند از: ابوالهیثم‌بن تیهان [۴۰] و عویم بن ساعده .
ابن سعد گوید:بعدها ذکوان پس از آن‌که نخستین مسلمانان مکه به یثرب مهاجرت کردند به مکه رفت و پس از هجرت آن حضرت به موطن خود ( مدینه ) بازگشت ازاین‌رو وی را، هم انصاری و هم مهاجری گفته‌اند. [۴۱] [۴۲] [۴۳]

← شرط پیامبر با یثربیان
رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) در این بیعت با یثربیان شرط کرد که از شرک ، زنا ، دزدی ، فرزندکشی ، تهمت و بهتان بپرهیزند و از آن حضرت پیروی کنند [۴۴] و در عوض حضرت نیز به آنان وعده بهشت داد. سپس فرمود: اگر این عهد را شکستید، امر شما با خداست؛ یا می‌آمرزد یا کیفر می‌کند. [۴۵] [۴۶] [۴۷] به نظر ثعالبی این موارد در آیه «یاَیُّهَا النَّبیُّ اِذا جاءَکَ المُؤمِنتُ یُبایِعنَکَ عَلی اَن لا یُشرِکنَ بِاللّهِ شیًا ولا یَسرِقنَ ولا یَزنینَ ولا یَقتُلنَ اَولدَهُنَّ ولا یَأتینَ بِبُهتن یَفتَرینَهُ بَینَ اَیدیهِنَّ واَرجُلِهِنَّ ولا یَعصینَکَ فی مَعروف فَبایِعهُنَّ واستَغفِر لَهُنَّ اللّهَ اِنَّ اللّهَ غَفورٌ رَحیم» [۴۸] که‌در خصوص بیعت نساء (سال‌۸ هجری) نازل گردیده نیز آمده است، از این رو این پیمان به بیعت نساء نیز شهرت یافته، زیرا مانند پیمان بیعت نساء که در جریان فتح مکه بسته شد هیچ سخنی از جنگ و درگیری در آن پیمان نیامده است. به محتوای این بیعت اشاره دارد. [۴۹] (‌بیعت‌نساء) ذهبی گفته است: شاید به جهت حضور عفراء بنت عبیدبن ثعلبه بیعت عقبه اولی را بیعة النساء نامیده‌اند. [۵۰]
برخی اقرار به رسالت آن حضرت، امر به معروف ، نهی از منکر و نزاع نکردن درباره جانشینی حضرت را نیز به شروط فوق افزوده‌اند.

بیعت عقبه دوم[ویرایش]



پس از بیعت نخست، یثربیان از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) خواستند تا کسی را برای تعلیم قرآن به یثرب بفرستد. رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)، مصعب‌بن عمیر را که به قرآن آشنا بود به یثرب فرستاد و به او دستور داد تا قرآن را به مردم بیاموزد و آنان را به اسلام فرا خواند و با آنان نماز گزارد. [۵۱] [۵۲]

← زمینه‌سازی بیعت دوم
با تبلیغ مصعب‌بن عمیر برخی بزرگان یثرب مسلمان شدند و با مصعب و یاران او همراهی کردند، از این رو اسلام به سرعت در یثرب گسترش یافت و زمینه بیعت دوم رافراهم ساخت [۵۳] [۵۴]، به طوری که در سال سیزدهم بعثت حدود ۷۰ نفر از یثربیان مسلمان شده، همراه جمع کثیری (۵۰۰‌نفر) برای شرکت در مراسم حج و زیارت رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) راهی مکه شدند، و در آن‌جا طبق قرار، با گذشتن پاسی از شب‌دو نفر دو نفر یا یکی یکی و دور از دید‌مشرکان در کنار جمره عقبه اجتماع و‌با‌رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) دیدار کردند.به روایت‌ کلبی و مقاتل مراد از رجال در آیه ۲۳‌ احزاب [۵۸] همه بیعت کنندگان عقبه دوم هستند که به پیمان خود وفادار ماندند:«مِنَ‌المُؤمِنینَ رِجالٌ صَدَقوا‌...».
در این ملاقات عباس بن عبد المطلب ضمن آگاه ساختن یثربیان از جایگاه رسول خدا در میان مردم خویش بدانان یادآور شد که آن حضرت قصد هجرت به شهر شما را دارد، از این رو چنانچه توان حمایت از او را ندارید آن حضرت را به حال خود رها سازید. [۶۲] [۶۳] ابن قتیبه گفته است: عباس مأمور بیعت گرفتن از یثربیان حاضر بود [۶۴] [۶۵]؛ اما ابن شهر آشوب امیرمؤمنان، علی (علیه‌السلام) را مأمور گرفتن بیعت از یثربیان دانسته است. [۶۶]

← سخنرانی براء بن معرور
پس از سخنان عباس چند نفر از حاضران سخن گفتند. در نخستین سخنران پس از عباس اختلاف است، به هر حال کسانی که سخن گفتند عبارت‌اند از: براء بن معرور از بزرگان خزرج که گفت: ما سخنان شما را شنیدیم. به خدا سوگند اگر چیزی جز این در دل ما بود می‌گفتیم. ما راستگو و وفاداریم و جان خود را در راه رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)، فدا می‌کنیم. سپس حضرت با خواندن قرآن آنان را به خدا و اسلام فرا خواند و یادآور هدفی شد که برای آن اجتماع کرده بودند. براء، ایمان و تصدیق حاضران را به عرض حضرت رساند و با حضرت بیعت کرد و گفت: سوگند به آن کسی که تو را به حق فرستاد همان‌گونه که از همسر و فرزندانمان دفاع می‌کنیم از شما دفاع خواهیم کرد. به خدا سوگند ای رسول خدا! ما فرزندان جنگ و نیزه‌ایم و از پدرانمان صنعت جنگ و مبارزه را به ارث برده‌ایم.

← سخنرانی ابوالهیثم‌بن تیهان
ابوالهیثم‌بن تیهان از بزرگان اوس فرد دیگری است که پس از سخنان عباس‌بن عبد المطلب در عقبه دوم ضمن سخنانی آمادگی خود را برای دفاع از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) اعلام کرد. [۶۹] سپس گفت: ای رسول خدا بین ما و یهود پیمان صلحی است که اکنون باید آن را نادیده بگیریم. ما نگرانیم که روزی دست از ما برداری و به میان قوم خود باز گردی. [۷۰] رسول‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) نیز با بیان مطالبی بر پیمان خود تأکید کرد. [۷۱]

← سخنان اسعد
برخی گفته‌اند: اسعد پیش از انجام بیعت ، خطاب به یثربیان پیامد و دشواری این بیعت از جمله واکنش قریش و دیگر قبایل عرب و رویارویی با آنان را گوشزد کرد و از آنان خواست چنانچه از جانشان هراس دارند از بیعت منصرف شوند؛ اما آنان بر بیعت تأکید کردند.

← نخستین بیعت کننده
درباره نخستین بیعت کننده با رسول خدا در عقبه دوم [۷۶] از ابو الهیثم بن تیهان [۷۷] [۷۸]، اسعد بن زراره و براء بن معرور یاد شده است که شاید حاکی از رقابتهای قبیله‌ای باشد، از این رو هر تیره‌ای تلاش کرده است تا فردی از میان خود را به عنوان اولین بیعت کننده معرفی کند.

← عکس العمل قریش
بیعت یثربیان با رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)، بر اشراف و بزرگان قریش سخت گران آمد. آنان پس از آگاهی از این پیمان به طرف عقبه آمدند. حضرت دستور داد پراکنده شوند و از هر گونه درگیری بپرهیزند. گفته‌شده: به هنگام آمدن قریش به عقبه، امیرمؤمنان‌ علی (علیه‌السلام) و حمزه ، راه آنان را به عقبه بستند. قریش نیز از خوف این‌که یکی از بزرگان قریش به دین اسلام در آمده باشد، خوفناک بازگشتند [۸۴] و به سراغ بزرگان قبیله خزرج آمده، درباره خبر شب گذشته پرسیدند. آنان اظهار بی‌اطلاعی کرده، گفتند: قوم ما کاری را بدون اجازه ما انجام نخواهد داد [۸۵]؛ اما قریش قانع نشده، سعد‌بن عباده را دستگیر کردند. مطعم‌بن عدی و حارث‌بن حرب بن امیه به لحاظ پیمانی که با او داشتند وی را نجات دادند. [۸۶] پس سعد به گروه بیعت کنندگان ملحق شد و به مدینه بازگشت. [۸۷]

← مراد از میثاق
طبرسی و برخی دیگر بنا به بعضی اقوال مراد از میثاق را در آیه «... و میثقَهُ الَّذی واثَقَکُم بِهِ اِذ قُلتُم سَمِعنا و اَطَعنا...» [۸۸] و همچنین بنا به قولی مقصود آیه «و لَقَد کانوا عهَدُوا اللّهَ مِن قَبلُ...» [۸۹] را بیعت عقبه دانسته‌اند ، چنان‌که مراد از انصار در آیه «والسّبِقونَ الاَوَّلونَ مِنَ المُهجِرینَ والاَنصار...»، [۹۳] اهل‌بیعت عقبه اول و دوم دانسته شده است. [۹۴] [۹۵]

← آیات مربوط به بیعت عقبه
به نقل برخی سبب نزول آیه «واِذ یَمکُرُ بِکَ الَّذینَ کَفَروا لِیُثبِتوکَ اَو یَقتُلوکَ اَو یُخرِجوکَ ویَمکُرونَ و یَمکُرُ اللّهُ واللّهُ خَیرُ المکِرین» [۹۶] آن بود که وقتی رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) در مکه دعوت خود را علنی کرد، اوس و خزرج نزد او آمدند و آن حضرت از آنان پرسید: آیا از من دفاع می‌کنید تا صاحب جوار من باشید، من هم کتاب خدا را بر شما تلاوت کنم؟ انصار پذیرفتند و قرار ملاقات را در شب نیمه ایام تشریق در محل منا گذاشتند و بیعت عقبه دوم صورت گرفت. [۹۷]
از آیات دیگری که گفته‌اند درباره عقبه نازل شده آیه «اِنَّ اللّهَ اشتَری مِنَ المُؤمِنینَ اَنفُسَهُم واَمولَهُم بِاَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ یُقتِلونَ فی سَبیلِ اللّهِ فَیَقتُلونَ ویُقتَلونَ وَعدًا عَلَیهِ حَقًّا فِی التَّورةِ والاِنجیلِ والقُرءانِ ومَن اَوفی بِعَهدِهِ مِنَ اللّهِ فَاستَبشِروا بِبَیعِکُمُ‌الَّذی بایَعتُم بِهِ وذلِکَ هُوَ الفَوزُ العَظیم» ‌ [۹۸] است. آن مؤمنان حاضر شدند در برابر وعده بهشت از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) همچون زنان و فرزندان خود دفاع کنند. [۹۹] [۱۰۰] [۱۰۱] سید قطب این آیات را حاکی از پیوند میان خدا و مؤمنان دانسته که به سبب بیعت حاصل شده است. [۱۰۲] برخی از مفسران مقصود از «اَنصارَ اللّهِ» را در آیه «یاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا کونوا اَنصارَ اللّهِ کَما قالَ عیسَی ابنُ مَریَمَ لِلحَواریّینَ مَن اَنصاری اِلَی اللّهِ قالَ الحَواریّونَ نَحنُ اَنصارُ اللّهِ‌...»، [۱۰۳] بیعت کنندگان عقبه دوم دانسته‌اند. [۱۰۴]

انتخاب نقبای دوازده گانه[ویرایش]



پس از مراسم بیعت ، آن حضرت از میان آنان ۱۲ نقیب به نامهای اسید‌بن حضیر ، ابوالهیثم ابن تیهان و سعدبن خیثمه بن حارث بن مالک ، هر سه نفر از اوس [۱۰۵] [۱۰۶]، اسعد بن زراره بن‌عدس سعدبن ربیع بن عمر الانصاری ، عبد الله بن رواحه بن ثعلبه ، سعد بن عباده بن دلیم ، منذر بن عمرو بن خنیس ، براء بن معرور بن صَخْر ]، عبدالله بن عمرو بن حرام بن ثعلبه، عبادة بن صامت [۱۱۴]، رافع بن مالک بن عجلان، ۹ تن از خزرج را برگزید و سالار آنان ر ا اسعد بن زراره قرار داد و فرمود: شما سر پرست و کفیل قوم خود هستید، چنان‌که حواریان برای حضرت عیسی (علیه‌السلام) بودند و من نیز سرپرست قوم خود هستم. [۱۱۵] بنا به روایت دیگری ایشان نقبا را به نقبای موسی در بنی‌اسرائیل تشبیه کرده است [۱۱۶]، چنان که ابن‌کثیر ذیل آیه «و‌لَقَد‌اَخَذَ اللّهُ میثقَ بَنِی اِسرءیلَ وبَعَثنا مِنهُمُ اثنَی عَشَرَ نَقیبًا...» ‌، [۱۱۷] برگزیدن نقیب را در بیعت عقبه به کار حضرت موسی تشبیه کرده و گفته است: حضرت موسی (علیه‌السلام) هنگامی که عازم جنگ با جبابره بود، ۱۲ نقیب برای ۱۲ سبط برگزید. نقبا وظیفه داشتند درباره توانایی بنی‌اسرائیل تحقیق کنند و به حضرت موسی (علیه‌السلام) گزارش دهند. هر‌نقیب کفیل و ضامن قوم خویش بود تا از آنان بر ایمان و خدا پرستی بیعت بگیرد. رسول‌الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) نیز شب عقبه از میان اوس و خزرج ۱۲ نقیب برگزید و از آنان پیمان گرفت تا شرک نورزند و خدا و رسولش را حمایت کنند. [۱۱۸] [۱۱۹] بر اساس روایتی از ابوالهیثم بن تیهان ، مفاد بیعت انصار در عقبه دوم با بیعت بنی اسرائیل با موسی (علیه‌السلام) یکسان بود. [۱۲۰]

← انتخاب نقیبان به فرمان خداوند
به نقل جابربن عبدالله انصاری انتخاب نقیبان به فرمان خداوند و پس از فرستادن وحی صورت گرفت. [۱۲۱] بنا به قولی دیگر رسول خدا به حاضران در عقبه فرمود: از بین خود ۱۲ نفر برگزینید که کفیل قوم خود باشند، چنان‌که موسی از بنی‌اسرائیل ۱۲‌نقیب گرفت [۱۲۲]؛ اما بنا به قولی رسول خدا با اشاره جبرئیل که می‌گفت: این نقیب ، این نقیب، آنان را برگزید، از این رو از حاضران در پیمان عقبه خواست در این باره احساس ناراحتی نکنند. [۱۲۳]
به روایت عکرمه ، رسول خدا هنگام انتخاب نقبای دوازده‌ ‌گانه آیه «... واذکُروا نِعمَتَ اللّهِ عَلَیکُم اِذ کُنتُم اَعداءً فَاَلَّفَ بَینَ قُلوبِکُم فَاَصبَحتُم بِنِعمَتِهِ اِخونًا‌...» [۱۲۴] را قرائت می‌کرد.

در اثر تبلیغات گسترده ی مصعب ابن عمیر و برخی دیگر از مسلمانان، شهرت رسول الله (ص) در میان اهل مدینه، روز به روز، بیشتر شده و هر روز بر تعداد مشتاقان دین اسلام افزوده می شد. 

در آن سال وقتی موسم حج فرا رسید و مردم مدینه خود را آماده ی سفر به مکه نمودند، مصعب ابن عمیر نیز به قصد انجام مراسم حج و تحویل گزارش عملکرد خود به مکه بازگشت. 
 
در آن سال- یعنی 13 سال پس از بعثت- جماعت زیادی که حدود پانصد نفر می شدند از مدینه برای به جا آوردن اعمال حج به مکه آمدند. از میان این پانصد نفر،هفتاد و پنج نفر مسلمان و الباقی مشرک بودند. 
 
پس از ورود این گروه به مکه، عده ای از مسلمانانشان پیغمبر اکرم (ص) را ملاقات نموده و از ایشان خواستند تا در یک اجتماع همگانی با آن حضرت بیعت کنند. حضرت پیشنهاد ایشان را پذیرفته و قرار خود را اواخر شب و در جنب عقبه ی اولی گذاشتند. سپس فرمودند «بیدار نکنید کسی را که از میان شما خواب مانده و منتظر هیچ کدام که غایب باشد نشوید». اواخر شب شد، مسلمین پنهانی و باکمال احتیاط، در دسته های چندنفری به طوری که مشرکین متوجه گردهمائی آنها نشوند آمدند و در شعب در نزدیکی عقبه ی اولی منتظر رسیدن رسول الله (ص) شدند، لحظه ای بعد پیغمبر با عمویش عباس تشریف آورد- عباس هنوز مسلمان نشده بود ولی بعد از فوت ابوطالب قصد حمایت از برادرزاده ی خود را داشت لذا در این جریان کنار رسول الله (ص) بود. 
 
ابتدا عباس در میان آن جمع شروع به سخنرانی کرده و گفت: «ای جماعت خزرج! می دانید محمد از ماست و ما او را از گزند قوم خود حفظ کرده ایم و در میان ما با عزت و بزرگواری به سر می برد، ولی بااین اوصاف او می خواهد در میان شما مردم مدینه زندگی کند. اگر می توانید به خوبی پذیرای او باشید و از وی حمایت کنید، او در اختیار شماست و چنانچه می دانید نمی توانید درست به عهد و پیمانی که با او می بندید عمل کنید و از او حمایت کنید، از هم اکنون او را رها سازید». 
 
خزرجیان گفتند: «ای عباس! آنچه گفتی را شنیدیم»، سپس به رسول اکرم (ص) رو کرده و گفتند: «ای رسول خدا! هر پیمانی که می خواهی برای خودت و خدایت از ما بگیر». 
رسول اکرم (ص) آیاتی از قرآن مجید تلاوت فرموده و آنها را دعوت کرد به خدا ایمان آورده و به دین او «اسلام» بیشتر اهمیت دهند، سپس فرمودند: «با شما بیعت کرده و پیمان می بندم تا در وطن خود از من مانند خویشاوندان خود دفاع کنید». 
 
براء ابن معرور - بزرگ و مهتر ایشان -دست پیغمبر را به رسم بیعت به دست گرفت و گفت: «آری، به خدائی که تو را به حق مبعوث کرده قسم از وجود مقدست مانند فرزندان خود حمایت خواهیم کرد». در این هنگام ابوالهیثم ابن تیهان گفت: «ای رسول خدا! ما با قوم یهود پیمان هایی بسته ایم، حال با مسلمان شدنمان ناچاریم آنها را نادیده بگیریم، شایسته نیست اگر خداوند به شما قدرت داد به سوی قوم خود در مکه بازگردید و ما را رها کنید». 
 
رسول الله (ص) تبسمی کرده و فرمودند: «نه – مطمئن باش من چنین کاری نمی کنم -، پیمان من پیمان شماست و احترام من بستگی به احترام شما دارد شما از من هستید و من هم از شمایم، با هر کس صلح کردید صلح می کنیم و با هر کس سرجنگ داشتید می جنگیم». سپس رسول الله (ص) فرمود: «از میان خود دوازده تن را انتخاب کنید و به من معرفی نمائید.» آنها نیز 9 نفر از قبیله ی خزرج و 3 تن از قبیله ی اوس را به نمایندگی از خود برگزیدند، سپس برخاستند و یک به یک با رسول الله (ص) بیعت نمودند.
 
نخستین کسی که بیعت کرد بنا به نقلی اسعد ابن زراره و بنا به نقل دیگر ابوالهیثم ابن تیهان و به نقل سوم براء ابن معرور بود، پس از او دیگران نیز پیش رفته و یک یک بیعت کردند. آمدن این عده به مکه و انجام بیعت دوم در عقبه در ماه ذی الحجه رخ داد و این بیعت، «بیعت جنگ و پیکار» نام گرفت. پیغمبر (ص) باقیمانده ی ماه ذی الحجه و ماه محرم و صفر را در مکه ماند و در 12 ربیع الاول به مدینه هجرت فرمود. لازم به ذکر است که «انصار» از این تاریخ به بعد شکل گرفتند. چون در این تاریخ بزرگان مدینه با پیغمبر پیمان بستند تا به یاری حضرتش قیام کنند لاجرم «انصار» (یاری کنندگان) نامیده شدند و در مقابل به مردم مسلمانی که از مکه و جاهای دیگر به مدینه هجرت کرده بودند «مهاجر» می گفتند. 
 
 اسامی بیعت کنندگان در بیعت عقبه ی ثانی را ذکر می کنیم: 
1- اسعد ابن زراره 2- سعد ابن ربیع 3- عبدالله ابن رواحه 4- راقع ابن مالک 5- براء ابن معرور 6- عبدالله ابن عمرو ابن حرام 7- عباده ابن صامت 8- سعد ابن عباده 9- منذر ابن عمر (که در واقعه ی بئر معونه در حالیکه سرپرست مبلغان اسلام بود شهادت یافت) 10- اسید ابن حضیر 11- ابوالهیثم ابن تیهان 12- ظهیر ابن رافع. این دازده تن برگزیدگان و نمایندگان اوس و خزرج در بیعت بودند. 9 تن اول از خزرج و 3 تن آخر از اوس بودند و اما دیگر بیعت کنندگان: 13- ظهیر ابن رافع 14- ابوبرده هانی ابن نیار 15- نهیز ابن هیثم 16- رفاعه ابن عبدالمنذر 17- عبدالله ابن حبیر 18- امیه ابن برک 19- معن ابن عدی 20- عویم ابن ساعده 21- خالذ ابن زید- او همان کسی است که پیغمبر هنگام ورود به مدینه وارد خانه ی او شد و شتر رسول الله (ص) مقابل درب خانه ی او زانو زد. 22- معاذابن حارث 23- عوف ابن حارث 24- معوذ ابن حارث 25- رفاعه ابن حارث 26- عماره ابن خرم 27- سهل ابن عتیک 28- اوس ابن ثابت 29- ابوطلحه زید ابن سهل 30- عیس ابن ابی صعصعه 31- عمرو ابن عزیز 32- خارجه ابن زید 33- ابونعمان بن بشیر 34- عبدالله ابنزید 35- خلاد ابن سوید 36- عقبه ابن عمرو 37- ذکوان ابن عبد قیس 38- خالد ابنقیس 39- حارث ابن قیس 40- سنان ابن صیفی 41- طفیل ابن نعمان 42- معقل ابن منذر 43- مسعود ابن یزید 44- ضحاک ابن حارثه 45- یزید ابن خزا 46- جبار ابن خصر 47- طفیل ابن مالک 48- کعب ابن مالک 49- سلیم ابن عمرو 50- قطبه ابن عامر 51- یزید ابن عامر 52- کعب ابن عمر 53- صیفی ابن سواد 54- ثعلبه ابن غنمه 55- عمر ابن غنمه 56- عبس ابن عامر 57- خالد ابن عمرو ابن عدی 58- عبدالله ابن انیس 59- معاذ ابن عمرو ابن حجوج 60- ثعلبه ابن حارث 61- عمرو ابن ثعلبه 62- خدیج ابن سلاقه 63- معاذ ابن جبل 64- عبای ابن عباده 65- یزید ابن ثعلبه 66- عمر ابن حارث ابن لبده 67- ابوولید رفاعه ابن عمرو 68- عقبه ابن وهب 69- ثابت ابن جذع 70- سلمه ابن سلامه 71- عغام ابن مالک ابن نجار 72- زیاد ابن لبید 73- فروه ابنعمرو 74- ام منیع، اسماء دختر عمرو ابن عدی 75- نسیبه دختر کعب.
 
چرا بیعت اول عقبه را بیعت النساء وبیعت دوم رابیعت الحرب نامیده اند؟
 
مضمون بیعت اول این بود که در پرستش خدا شریکی برای او نگیرند، دزدی و زنا نکنند، فرزندان خود را نکشند، بهتان نزنند و رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم را در آنچه به خیر و صلاح است نافرمانی نکنند. اگر به این بیعت وفا کردند، بهشت از آن آنان خواهد بود و اگر خلاف نمودند، با خداست که آنان را ببخشد یا عذاب کند. این بیعت را بیعة النّساء نامیده اند. علت اینکه این بیعت را بیعت النّساء گفته اند این است که از طرف خدا أذنی برای جنگ به پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم نرسیده بود ودر شرائط و مفاد بیعت حرفی از جنگ و پشتیبانی در جنگها به میان نیامده است.
 
بنا برقولي ، به اين دليل آن را بیعة النساء نامیدند که عفراء، دختر عبیدبن ثعلبه ، جزو بیعت کنندگان بود و او اولین زنی بود که با پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم بیعت کرد. ولی ظاهراً این وجه تسمیه بی اساس است ؛ زیرا در آن جمع زنی حاضر نبوده است. آنچه درست تر به نظر می رسد آن است که چون قرار بود بین مسلمانان و کفّار جنگی صورت نگیرد و جنگ از شئون مردان است ، آن را بیعة النّساء نامیدند.
 
بیعت دوم عقبه دوم را «بیعه الحرب» نامیده اند، چراکه مفاد آن متفاوت با بیعت عقبه اول و دربرگیرنده پیمان مبارزه بود. و برخی از انصار آمادگی خود را برای جنگ از همان شب اول اعلام کردند.تا جاییکه عباس بن عباده بعد از بیعت به پیامبر گفت که اگر امر کنید هر آینه بر کفاری که در منی مشغول به اعمال حج می باشند حمله می کنیم ولی پیامبر به آنان اجازه نداد وفرمود به بین ارحام وخویشاوندان خود برگردید.